نقد و بررسی مجموعه ی زام-بی از دارن شان

نقد و بررسی اجمالی مجموعه ی زام-بی؛ جدیدترین مجموعه ی منتشر شده از دارن شان. یک شکست بزرگ یا ادامه ی موفقیت؟ نظر شما چیست؟ با ما همراه باشید…

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نیم نگاهی به نمونه های ژانر فانتزی و وحشت در آثار سینمایی، تلویزیونی و ادبی نشان میدهد که در سالهای اخیر موضوعات با محوریت زامبی ها (برای نمونه بنگرید به مجموعه بازیها و کارتونهای رزیدنت اویل یا کمیک ها و سریال واکینگ دِد) موفقیت بیشتری نسبت به موضوعات بر پایه ی خون آشامها یا گرگینه ها کسب کرده اند. اگر در دهه های پیشین این کتاب دراکولای برام استوکر و شخصیت ون هلسینگ بودند که بر صدر آثار و شخصیت های فانتزی تکیه کرده بودند، حال چندین سال است که ریک و لئون اس کندی تبدیل به محبوبین ژانر وحشت و فانتزی بازان شده اند.

همین واقعیت، طرفداران قدیمی دارن شان را امیدوار کرده بود که مجموعه ی زام-بی موفق تر از مجموعه های سرزمین اشباح و مبارزه با شیاطین از آب در بیاید. ولی این امیدواری و حدس اولیه تا چه حد درست از آب در آمد؟ با ما همراه باشید.

 

دو مجموعه ی سرزمین اشباح و مبارزه با شیاطین، شباهت های غیر قابل انکاری داشتند؛ هر دو پایان بندی های به شدت غافلگیر کننده و جذابی داشتند، شخصیت های اصلی بارها مجبور به اخذ تصمیمات پیچیده و چالش برانگیز میشدند، شخصیت اصلی دوست هایی داشت که  همیشه حاضر بودند تا حد جان فداکاری کرده و مانع از شکست نهایی قهرمان داستان شوند، دشمنانی داشتند که از هر دو لحظ ذهنی و جسمی قدرتمند بودند.

 

و در عین حال تفاوت های فاحشی هم میان این دو مجموعه ی تکرار نشدنی وجود داشت؛ ویژگی های شخصیتی قهرمانان این دو اثر به شدت با یکدیگر متفاوت بود، طرز فکر و اهداف دشمنان نیز به همین ترتیب کاملا متفاوت بود، شخصیت های دوستان، قدرت های کاراکترهای دو مجموعه و در نهایت پایان بندی ها به شکلی بود که احساس تکراری بودن و ته کشیدن خلاقیت نویسنده به خواننده دست نمیداد.

 

حال به سراغ مجموعه ی زام-بی بیاییم؛ یکی از نکات مثبت این مجموعه شروع خوب و معرفی شخصیت اصلی و دوستان او بود که نوید یک مجموعه ی موفق دیگر از دارن شان را میداد. ولی این شروع خوب نه شخصیت پردازی ابتدایی مجموعه ی سرزمین اشباح را داشت و نه شروع شوکه کننده و دیوانه وار مجموعه ی مبارزه با شیاطین را !!

 

از سوی دیگر غافلگیری های داستانی زام-بی بسیار کمتر از دو مجموعه ی دیگر دارن شان بود، نمیگویم که از اول میتوانستیم حدس بزنیم که این مجموعه به چه شکلی تمام میشود و جهت گیری واقعی هر شخصیت به کدام سمت است، ولی از همان ابتدا میشد حدس زد که مرد جغدی و ریج بارها و بارها از دید خوانندگان تغییر جهت میدهند و به نوعی جاسوس و عوامل دوجانبه هستند. از همان ابتدا مشخص بود که داستان دکتر اویستین و آقای داولینگ آن چیزی نیست که اولین بار به خواننده داده میشود. از پایان همان جلد اول میشد پیش بینی کرد که پدر و مادر بکی زنده هستند و بکی در جلدهای بعدی آنها را ملاقات خواهد کرد. شاید تنها عنصر داستانی غیر قابل پیشبینی آن بچه های ترسناک بودند که دارن شان به خوبی توانست ما را تشنه ی فهمیدن نقش این کودکان و رویکردشان در قبال بکی کند.

 

ضمن این که شخصیت اصلی زامبی یعنی شخص شخیص دوشیزه بکی ترکیبی از دو شخصیت دارن شانِ سرزمین اشباح و گرابزِ مبارزه با شیاطین بود، هیچ ویژگی جدیدی به جز این که دختری پسرنما بود، نداشت. مطمئن بودیم که همیشه تصمیمات درست اخلاقی را میگیرد، حتی اگر در پاره ای از مواقع، به نظرمان بی رحم، بی روح، بی احساس و بی تفاوت به نظر برسد. با این تفاوت که تصمیمات و شرایط دو شخصیت دارن و گرابز بسیار چالشی تر و پیچیده تر از بکی بود.

 

علاوه بر تمام اینها، خودم به شخصه انتظار داشتم که در مورد سگ بزرگ همراه آقای جغدی بیشتر بخوانیم. این که چگونه به وجود آمد و چرا هیچ حیوان جهش یافته ی دیگری شبیه آن در طول داستان ندیدیم و بیشتر از همه این که توقع داشتم در یک مبارزه ی حساس و خونین کشته شود ولی این اتفاق هرگز رخ نداد.

 

و در نهایت این که پایان این مجموعه به هیچ وجه راضی کننده نبود. نمیگویم که پایان خیلی ضعیف و ناامیدکننده بود ولی به هیچ عنوان نتوانست به پایان بندی بی نظیر دو مجموعه ی دیگر برسد.در مجموع نمیتوان ادعا کرد که مجموعه ی زام-بی مجموعه ی ضعیفی بود ولی از سوی دیگر نیز این ادعا که نسبت به دو مجموعه ی سرزمین اشباح و مبارزه با شیاطین برتری خاصی داشته باشد و یک پیشرفت در کارنامه ی دارن شان محسوب شود نیز دور از واقعیت به نظر میرسد.

 

پیشاپیش از دقت نظر شما تشکر میکنم و شما را دعوت میکنم که نظر خود را نسبت به این مجموعه ی جذاب بنویسید. در نهایت لازم میبینم از ترجمه و ویرایش مجموعه ی زام-بی نیز تشکر کنم که نسبت به مجموعه های پیشین کیفیت بالاتری داشت.

مادریدیستا

کمی راجع به مادریدیستا

عاشق رمانهای فانتزی، تاریخی، ترسناک، معمایی، جنایی *** دانش آموخته ی شبکه، امنیت و مدیریت *** نویسندگان مورد علاقه: لمونی اسنیکت، دارن شان، اسماعیل فصیح *** علایق: مطالعه، رئال مادرید، اشعار کلاسیک به خصوص فردوسی.
0
Rating: 3.0. From 2 votes.
Please wait...

37 پاسخ به نقد و بررسی مجموعه ی زام-بی از دارن شان

  1. salit گفت:

    من واقعا به شدت دنبالش میکردم این داستان رو
    اما به خاطر کنکورم یه فاصله تقریبا طولانی افتاد بین خوندنِ جلد ۱۱ و ۱۲ , اما خب به هر حال الان تموم شد

    به نظرم داستان یه باگ بزرگ توش داشت که تو پایان داستان هم قشنگ تو چشم بود ,من میگم نظرمو اگر به نظرتون اشتباه میکنم بگین !
    ببینین تو روند داستان از نظر دکتر اویستین قرار بود ک ویروس انسان کش ازاد شه و بعدش اون نسله بعدی با کمک فرشته ها به بلوغ برسن و نقطه عطفش اینجا بود که قرار بود یه سری جنین انسان به صورت کلنی هی تولید مثل کنن تا تغذیه ی مغز مورد نیاز فرشته ها تامین بشه! خب باگ دقیقا اینجاس! مگه قرار نبود تموم انسانا از بین برن پس این جنین ها چی؟یعنی دکترِ داستانِ ما به این فکر نکرده بود که اون جنین ها هم از بین میرن؟
    و حالا به فرضکه اون جنینا از بین نرفتن,پس هنوز نسله انسان ها از بین نرفته بود بعد از پخش ویروس
    به نظرم با این دیدگاه که جنین ها هم به خاطر اون شرایطه ازمایشگاهیِ خاصی که توش بودن(درست مثله خود بکی) اونا ام میتونستن زنده بمونن و اگه دارن شان نابغه میتونست یه گریز به این قضیه بزنه و بی بتونه نسله انسان هارو دوباره بر گردونه و کنار بچه های عجیب ۲تا نژاد میشدن یه پایانِ قوی تر بود و ازون چرخش های ناگهانی که مخصوصه خودِ دارن شان هستش محسوب میشد!

    بازم ممنون از ترجمه خوبتون و وقتی که گذاشتین <3

    2+

    Rating: 5.0. From 1 vote.
    Please wait...
    • سلام به شما دوست عزیز کتابخون. برداشتی که از اون قسمت کتاب کردم، این بود که جنینها دوره ای شبیه دوران ۹ ماه ی رحم مادر رو تجربه میکنن ولی قرار نیست به دنیا بیان. در کپسولها نگه داشته میشن. مثلا کپسولها و محفظه هایی که در فیلم ماتریکس یا فیلم مسافران (با بازی جینفر لاورنس) نمونه هاشونو دیده بودیم.

      در مورد پایان بندی متفاوت تر و جذاب تر هم خدمت تون عرض کنم که دو جلد آخر مجموعه به شکلی پیش رفت که با هر صفحه ای که میخوندم، احتمال پایان جذاب تو ذهنم کمرنگ تر میشد. یه جورایی دارن شان با یکی دو جلد پایانی زام-بی خودشو در موقعیتی قرار داد که فقط بتونه داستان رو به پایانی ساده و بدون هیجان برسونه.

      از ریزبینی شما تشکر میکنم و امیدوارم مجموعه ی بعدی جذابیتی در حد دمونتا داشته باشه. شاد باشید

      1+

      Rating: 5.0. From 1 vote.
      Please wait...
      • salit گفت:

        چه بحثی راه انداحتم!! :دی
        قبل از اینکه کامنت بذارم کسی چیزی نگفته بود :دی

        در کل به شخصه اگر بخوام به نبرد با شیاطین و سرزمین اشباح ۱۰ بدم ( اول اومدم بگم به اشباح ۱۰ بدم ب اون یکی ۹ یعنی اشباح قوی تر بود اما بعد دیدم واقعا نمیشه گفت,برای منی که خودمم دس به قلمم کاملا واضحه که ۳ تا داستان جدا از هم رو به هم ربط دادن چقدر مشکله و این یه شاهکار محسوب میشه و جفتشون به نظرم همون ۱۰ ان…. :ِ) ) به زامبی واقعا بیشتر از ۶-۶٫۵ نمیتونم بدم…..
        و اینم بگم که ممکنه دارن شان اینجوری روند رو پیش برد که شاید با یه شرکت فیلم سازی بتونه در موردش حرف بزنه تا شاید فیلمشو بسازن!!!
        چون از اون مغز مریضی که اون داره قطعا یه پایان هایی میشد ازش تراوش بشه که عقل جن هم نرسه بش چه برسه عقل سبا نایل که مثلا باهوش ترین شبح بود تو کوهستان اشباح :دی :دی :دی

        اما واقعا هم از فربد آذسن ( امیدوارم درست نوشته باشم) عزیز تشکر کردم تو وبلاگش هم میخوام از حانیه مالمیر عزیز هم نهایت تشکر رو داشته باشم…. قبل از اینکه سایت شما اینکار رو قبول کنه چند جلد کتاب ترجمه نشده مونده بود و واقعا ناراحت بودم و استرس داشتم ک نکنه نتونم تموم کنم این داستان رو….
        ما که هزینه ای پرداخت نکردیم ولی به نظرم کمترین کاری که میتونیم بکنیم اینه که یه تشکر خشک و خالی بکنیم ازتون…..
        متشکرم واقعا ( قلب , قلب ) 😀 😀 😀

        در اخر جا داره یه سوال بپرسم …. من تجارت مرگ رو نخوندم…خواستم بپرسم ازتون اونم فانتزیه مثله اشباح و شیاطین یا واقع گرایانه مثله زامبیه؟
        قویه مثله اون دو تا یا اونم به نسبت ضعیف تر محسوب میشه مثه زامبی؟؟
        در کل اگه بخونم اخرش مثه زامبی نمیگم انتظارم بیشتر بود؟

        0

        No votes yet.
        Please wait...
        • آقا من بهت تبریک میگم که به اون نکته ی ریز توجه کردی

          راستش من کلا دمونتا رو خیلی خیلی پسندیدم. یعنی سرزمین اشباح تقریبا بی نقص و دلنشین بود ولی دمونتا واقعا از غافلگیری و داستان جدید و پیچش های ناگهانی شخصیت ها یه پدیده محسوب میشه. شاید فقط از هری پاتر اندازه ی دمونتا لذت برده باشم. اینا رو صد بارم میخونم باز برای بار صد و یکم آماده میشم. برای همینم گفتم زامبی برای کسی که دمونتا و اشباح رو نخونده باشه خیلی جذابه. ولی برای دارن شن خون های قدیمی اندازه ی کتابهای قبلی جذاب نبوده. به شخصه منتظر کتابهای بعدی دارن شان میمونم که ببینم بازم میتونه مو به تن خواننده سیخ کنه یا فعلا دچار افت موقتی شده؟

          منم مثل شما از تمام مترجمین و ویراستارها و طراحان عزیزی که تا حالا افتخار خوندن کارهاشونو داشتم، تشکر میکنم. تشکر من و شما تنها کاریه که ازمون برمیاد. از درک و لطفت ممنونم.

          تجارت مرگ برای رده ی سنی بزرگسال نوشته شده و فانتزی هم داره. ولی مثل هری پاتر و اشباح و دمونتا تخیلی و نوجوان پسند نیست. حتی کاملا شبیه زامبی هم نیست. شاید بهتر باشه بگم در ژانرهای فانتزی، اکشن، معمایی و یکمی هم جنایی قرار میگیره. از تمام اینا یکم داره ولی نمیشه گفت که کدومشونه. نمیشه گفت ژانر غالبش چیه. کلا متفاوته و از خوندنش لذت میبرید. مثل جلاد لاغر که کتاب خاص و متفاوتی بود. ولی بهتون قول میدم که روند داستانی و پایانش از زام-بی هیجان انگیزتر و جذاب تره. واقعا ارزش خوندن داره. نسبت به زام-بی رضایت بخش تره.

          0

          Rating: 5.0. From 1 vote.
          Please wait...
          • salit گفت:

            اقا شرمنده من یکم حافظه م ضغیفه :دی
            الان یادم افتاد ک کامنت گذاشته بودم تازه اومدم چک کردم! :دی

            حرفات کاملا درسته ولی شاید این به خاطر تعصبم رو هری پاتر باشه اما حتی نبرد با شیاطین یا سرزمین اشباح به نظرم در حده هری پاتر نبودن..هری پاتر برای من حکم اسطوره داره …
            شاید باورت نشه ولی کتابای هری پاتر رو انقدری زیاد خوندم ک دیالوگاشو حفظم… فقط ۱۳ بار کتابه یکش رو خوندم… دلیله اینهمه عشق و علاقمم این بود ک بچگیم باهاش گذشت… از بچگیم تا الان ک ۲۱ سالم شده هنوز هیچی جاشو برام پر نکرده….

            تجارت مرگ رو میخونم پس..البته الان روی کتاب روون پسری از رین افتاد :دی ولی بعدش تجارت رو میخونم

            0

            No votes yet.
            Please wait...
          • سلام مجدد. اولا که دشمنت شرمنده دوست خوبم.

            دوما منم هری پاتر رو تکراری نشدنی میدونم. نه به خاطر پیچش های داستانی یا تخیل نویسنده. به خاطر روابط واقعی و باورپذیری که رولینگ بین شخصیت های داستان برقرار کرده. قهر و آشتی های هری و هرماینی و ران واقعا آدمو یاد خودش و دوستاش میندازه. از نظر شخصیت پردازی و درام میشه گفت هری پاتر قوی ترین رمانیه که خوندم. کاملا آدم حس میکنه خودش هری پاتره. کامل تو نقش فرو میره. به جاش فکر میکنه و حرف میزنه و حتی عاشق میشه. دمونتا رو دوس دارم به خاطر غافل گیری هاش و خشونت صریح متنش. واقعا مو به تنم سیخ میشه میخونمش. تا حالا کتابی به این خشونت و پر از خون ریزی نخوندم.

            باورت میکنم چون خودم از ۱۰ سالگی تا الان که ۲۶ سالمه هری پاتر خوندم. همون قضیه ی اسنیپ تو جلد آخر تنهایی از کل رمانهای دیگه جذاب تر و دیوونه کننده تره.

            0

            No votes yet.
            Please wait...
          • salit گفت:

            به خاطر غلط های املاییِ بسیار , معذرت!!

            0

            No votes yet.
            Please wait...
        • salit گفت:

          اره واقعا میفهمم چی میگی

          کاشکی یه کاری میکردین
          کاش یه کانال تلگرام یا یه سوپر گروه میزدین اونجا همه کتابایی که خوندن رو به اشتراک بذارن و قشنگ بشه حرف زد
          اینجوری که بیایم هرروز سایت یکم سخته ولی تلگرام راحت تره دسترسی بهش..

          0

          No votes yet.
          Please wait...
          • خدمتت عرض کنم که هم کانال داریم هم گروه. این لینک گروه سایته:

            https://telegram.me/joinchat/Afc_mj60ug56mNJ0mMbxVw

            اینم لینک کانال که البته طبیعتا تو کانال که نمیشه بحث کرد. فقط جنبه ی اطلاع رسانی داره:

            https://t.me/TheCity

            خوشحال میشیم بیاید و به جمع اضافه بشی. تعداد کتابخونا تو ایران به خصوص علاقه مندای ژانر فانتزی واقعا نگراه کننده س…

            0

            No votes yet.
            Please wait...
  2. A.B گفت:

    خیلی کتاب خوب و متفاوتی بود
    ولی کلا نظر شخصیم اینه که بعد جلد ۱۰ یکمی چرت شد اصلاً آخرشم که به قول شما راضی کننده نبود

    0

    No votes yet.
    Please wait...
    • سلام. ممنونم که نظر خودتونو با ما در میون گذاشتید. بله با شما موافقم. فراز و نشیب زام-بی در مجموع کم بود. شاید هم آثار قبلی دارن شان ما رو بدعادت کرده باشه.

      0

      No votes yet.
      Please wait...
  3. CPt price گفت:

    خوب بنظرم هرکسی یک شاهکار دارد شاهکار دارن اشباح و شیاطین بودند،از این سری به بعد از دنیا جادو جدا شد به دنیا واقعی برگشت،داستان سری قبل و بعدش به بستر واقعی برگشتند،و سبکی واقع گرایانه بر بستر واقعیت دارند مثل جزییات زندگی زامبی ها ،دنبال اینها بود نه مثل بقیه دنبال ماجرا، داستان بصورت گنگ بود انگار حالت تجاری داشت عمدا کش می امد و صفحات را با جزییات پر میکرد، در حالیکه اکثرا از به لطف فیلم ها از دنیا بعد زامبی تصوری داریم،انگار حالتی برای پول می نوشت،دو جلد اخر انگار کسی بود اخر مسله رها کرده بود و تازه یادش افتاده بود بنزین نزدم،(غذای زامبی بعد انسانها چه میشود)،شخصیت دارای دو قطبی بودند اوستین اول عذاب میدهم بعد نابود می کنم،بعضی سر درگم بودند بعضی تناقض دیدند ولی بدستور نویسنده حرفی نزدند،میتوانست بشر به خیلی راحت نابود کند،ولی باید مثل اشپز بدون مخلفات راضی نمیشد باید داستان کش می امد جالبه در داستان کسی عقاید اوستین به چالش نمیکشد خیلی راحت رد میشوند،مسله مهم نه صورت مسله،در اخر وجدان راحته ،انگار ناگذیر بودند همه باید نابود شوند،گریز ناپذیر بود،دنبال نظن جهانی مثل شیاطین نبودند،دنبال نابودی جهانی بودند،عمدا کش می امد ،دنبال صحنه روان شناسانه بودند،تا اکشن بدتر اینکه همه مطمئن بودیم تا اخر بکی زنده است تا سری شیاطین و اشباح مرگ غیر قابل پیش بینی پ ناگهانی بود،حالت مینی مالیساتی بود، داستان ضعیف بود ،دنبال وجدان روان شناسانه بود، تا ماجرا،امیدوارم دیگه این روش پیش نگیرد،ور گرنه سقوط نویسنده داریم، بهتر هم وجدان باشه هم ماجرا، انگار حالت روزنامه داشت تا ماجرا،بهر حال دنبال واقعیت بود جزییات بود،وجدان سوال بود،ماجرا رها کرده بود ور وقتی چاشنی اضافه میکرد،بر عکس بقیه دنبال فقط ماجرا بودند،حتی شخصیت ها همه مشکل روانی داشتتد اصلا فرد عاقلی بود عین بولدوزر بودند خرد کننده،حتی دلقک برای رضای خود ادم میکشت هم نجات نسل بشر ،هیچکس تناقض نمیدید،همه با دستور اعمل از قبل طراحی شده رفتار میکردند تا یک جا گند کار درنیاید، ور اخرش گنگ ول کرد،و ما موندیم و سوال بعدش چی شد؟؟؟؟؟؟، دنیا باید سر حد جنون نهایی باشد تا نابود شود ،ولی معلم نیست بعد خاکستر ققنوس بلتد شود یا یک تشنه به مرگ

    0

    Rating: 5.0. From 1 vote.
    Please wait...
    • سلام سهیل جان. جا داره ازت تشکر کنم که این متن طولانی رو نوشتی. متاسفانه یکی دو جا متوجه منظورتون نشدم. شما درست میگید. در مورد حالت تجاری داشتن هم اضافه کنم که خودم به شخصه حس میکردم دارن شان این دفعه از حالت داستان نویسی خارج شده و داره فیلمنامه مینویسه. یعنی حسی که نسبت به مجموعه ی زام-بی داشتم، این بود که دارم یه فیلمنامه میخونم نه یه رمان دنباله دار فانتزی. در حالی که مجموعه های قبلی دارن شان کاملا حس و حال خوب و قدیمی یک رمان جذاب رو بهم منتقل میکرد.
      برام جالبه که در مورد پایان مجموعه، تقریبا همه مون با همدیگه موافقیم که قانع کننده و راض کننده نبود و جا داشت که بهتر باشه . مثال بنزین هم مثال جالبی بود که به ذهن شما رسید و به خوبی ازش استفاده کردی. موفق باشی

      0

      Rating: 5.0. From 1 vote.
      Please wait...
    • salit گفت:

      این دوستمون به نظر انگلیسی نوشته بوده بعد رفته تو گوگل ترنسلیت (translate ) به فارسی ترجمه ش کرده :دی
      من که هیچیییی نفهمیدم از متنش!!!

      0

      No votes yet.
      Please wait...
      • منم همچین حدسی زدم چون واقعا نگارش عجیب و جدیدی به کار برده بودن 😀

        0

        No votes yet.
        Please wait...
  4. مهتاب گفت:

    من یکی از طرفداران دارن شان و کتاب های قشنگش هستم .
    همیشه خوندن کتاب هاش یه شور و حال قشنگی بهم میده .
    هیچوقت یادم نمیره انتظاری که واسه زامبی میکشیدم و وقتی جلد جدیدش میومد از شدت خوشحالی رو ابرا بودم و سعی میکردم تند تند نخونم تا دیر تموم شه !

    به نظر من زامبی به قشنگی قصه های سرزمین اشباح یا حماسه ی کرپسلی نیست
    نبرد با شیاطین خیلی پیچیده و پایان نامفهومی داشت اما زامبی روان و جذاب بود .
    از جلد اول اینکه قرار بوده مرد جغدی و ریج جاسوس باشن و تغییر جهت بدن ضعف این داستان نبود ، بلکه نویسنده خودش میخواست اینطور به نظر برسه و در ابتدای جلد اول شخصیت مرد جغدی رو مشخص کرد .
    و از نکات قوت این کتاب این بود که پایان غیر منتظره داشت و شخصیت دلقک واقعا شگفت انگیز بود.
    همینطور توصیفاتی که شده بود خیلی خوب و قابل تصور بود .
    در کل ، شخصیت پردازی عالی ، روند ساده و جذاب و همینطور غیر قابل پیش بینی ، پایان عالی و موضوع جذاب باعث شد که این اثر هم شاهکار دیگری از دارن شان باشد .
    اما فقط یک نکته وجود داره که کمی پایانش رو باید کمی بیشتر ادامه میداد و از دنیای بچه ها توصیفات بیشتری میکرد .

    ممنونم از ترجمه ی عالیتون که واقعا فوق العاده بود ♥

    1+

    Rating: 5.0. From 1 vote.
    Please wait...
    • سلام. قصد ما تخریب دارن شان یا مجموعه ی زام-بی نبود. صرفا تحلیل شخصی خودمو قرار دادم و قرار نیست که این تحلیل ها لزوما درست باشن چون سلایق و دیدگاه ها متفاوته. شما درست میگید. زام-بی روون تر بود. یعنی آدم زام-بی رو یه بار بخونه، کامل متوجه نکاتش میشه. ولی مثلا مبارزه با شیاطین رو آدم باید یکم بیشتر رو مطالبش تمرکز میکرد تا داستان رو به صورت کامل بفهمه. به عبارت دیگه فضای دمونتا و سرزمین اشباح یکم غبارآلودتر از زام-بی بود. و مجموعه ی تجارت شهر هم که کلا از این سه مجموعه مرموزتر و مه آلودتر بوده.

      از نظر جذابیت به قول شما شخصیت پردازی و روون بودن زام-بی عالی بود. حتی بهتر از اون دو مجموعه. ولی در موارد دیگه، برتری رو به دو مجموعه ی دیگه میدم.

      برای ترجمه هم از خانم مالمیر تشکر کنیم که کارشون عالی بود. البته فکر نکنید دلیل تعریفم از ترجمه و ویرایش زام-بی اینه که کنارشون حضور دارم ( دو نقطه دی )

      0

      No votes yet.
      Please wait...
  5. آیلین گفت:

    به نظر من به اندازه ی بقیه مجموعه های دارن شان قشنگ بود.جذاب بود و من با ولع میخوندمش 🙂
    درسته یه بخشای گنگ و گیج کننده و ضعف هایی داشت و بی نقص نبود.یه جورایی هم حرص خواننده رو در میاورد.مثلا دوست داشتم یه اتفاقایی بیفته ولی نیفتاد.در مورد آقای داولینگ …زیاد درمورد این شخصیت توضیح داده نشد من یکی که دوست داشتم زنده بمونه پایانش حالمو گرفت.دارن شان باید یکم چاشنی عاشقانه رو تو رماناش اضافه کنه!خیلی شخصیتای عاشق کمی تو کتاباش هست اونا هم خیلی کم بهشون پرداخته شده.مثل اون سربازه و دختر آشپز و آقای داولینگ و فکر میکنم ریج هم بکی رو دوست داشت.تو کتابای دیگش هم درویش و یونی و لارتن و آرا.در کل کتاب زامبی هم میتونست با چاشنی عاشقانه تر خوشمزه ترهم بشه

    2+

    Rating: 2.8. From 4 votes.
    Please wait...
    • سلام. ظاهرا مجموعه ی زام-بی در بین دخترا بیشتر از پسرا محبوبیت کسب کرده. بله منم مثل شما منتظر حوادث و شگفتی های بیشتری بودم. دوس داشتم گره های داستانی بیشتر باشن.

      در مورد چاشنی عاشقانه فکر میکنم مجموعه ی حماسه ی لارتن کرپسلی غلیظتر از سایر آثر دارن شان به روابط و احساسات رمانتیک پرداخته باشه. هر چند که به شخصه از روابط بین بکی و برانابوس در دمونتا هم نباید گذشت که واقعا قشنگ و به جا توصیف شده بود. هنر دارن شان به نطر میرسه که تمومی نداره.

      0

      Rating: 5.0. From 1 vote.
      Please wait...
  6. amin گفت:

    سلام نقد خوبی بود فقط اگه زحمت میکشیدید و اولش می نوشتید خطر اسپویل شاید داستان برای من اینجوری لو نمیرفت .
    با تشکر از سایت خوبتون

    1+

    Rating: 5.0. From 1 vote.
    Please wait...
    • سلام. اگه داستان براتون لو رفته، من از شما معذرت میخوام.
      هر چند که فکر میکنم لازمه ی خوندن نقد یک فیلم یا کتاب این باشه که اول اون اثر رو دیده و خونده باشید. وگرنه نقد لطف خودشو از دست میده. خودم تا وقتی فیلمی رو نبینم، نقدشو نمیخونم. چون هم خطر اسپویل داره و هم این که ممکنه رو قضاوت من در مورد اون فیلم سایه بندازه و نظرمو قبل دیدنش در موردش تغییر بده.

      0

      Rating: 5.0. From 1 vote.
      Please wait...
  7. Soroush گفت:

    سلام.
    ممنون از نقد مفیدتون.
    ببخشید یک سوال خارج از بحثتون داشتم.
    دارن شان نوشتن مجموعه ی جدیدی رو شروع کرده؟

    0

    No votes yet.
    Please wait...
    • سلام. ممنون از لطفتون. ظاهرا فعلا خبر رسمی ای مبنی بر شروع یک مجموعه ی دنباله دار و طولانی منتشر نشده. ولی با شناختی که از دارن شان داریم، نمیتونه مدت زیادی ننویسه. البته ایشون همزمان با جلدهای آخر زام-بی مشغول کار روی چند کتاب مخصوص سنین بزرگسال بودن و هستن که اسمشون در کتابهای بزرگسال از دارن شان به دارن دش (dash) تغییر کرده تا از روی اسم نویسنده متوجه بشیم کدوم کتاب برای نوجوانان و کدوم برای بزرگسالان هستن.

      0

      No votes yet.
      Please wait...
  8. MartinGonzalez گفت:

    سلام. نقد جالب و خوبی بود. البته به نظر منم که هیجانی که توی کتاب دموناتا داشت رو مجموعه ی زامبی نداشت، ولی قشنگ بود. فقط نمیدونم چرا آقای شایت کلا با ترکوندن آدمای روی زمین خیلی حال میکنه خخخ. بازم مرسی. موفق باشید.

    0

    No votes yet.
    Please wait...
    • سلام به شما دوست عزیز. کاملا درست میگید. ممنونم از لطفتون. شما هم موفق باشید و کتابخون

      0

      No votes yet.
      Please wait...
  9. هدیه گفت:

    به نظرم دارن شان هرچی جلوتر میره بیشتر با چیز های مورد علاقه نوجوون ها آشنا میشه ولی کسانیکه همه ی کارهاشو خوندن دیگه با سبک داستاناش آشنا شدن مثلا تو همه کارهای دارن یه دوست و همراه خیانت میکنه(استیو،وستر،اون پسره که توی بک با لردلاس دستش توی یه کاسه بود،نادیا مور و یونی سوان،یه جورایی ریج و دکتر اویستین)مثلا من کاملا انتظار داشتم اویستین خیانت کنه ولی نه با اون شدت که دنیا رو این نابود کرده باشه:)ولی هنوزم بهترین کتابا مال دارنه من خیلی نوشته هاشو دوست دارم اینکه یه نوجوون معمولی تبدیل به یه ادم خاص میشه خیلی دوست داشتنیه 🙂

    2+

    No votes yet.
    Please wait...
    • سلام. شما درست میگید. فقط در مورد نوجوونا که میگید دارن شان داره بیشتر اونا رو میشناسه، به نظرم این بار تو زام-بی بیشتر از اون که نوجوانانه بنویسه، فیلمنامه طور نوشته. یعنی با دید فیلمسازی و سناریویی. حس من از کتاب اول تا آخر این بود. نمیدونم شما موافقید یا نه.

      0

      No votes yet.
      Please wait...
      • هدیه گفت:

        منظورم اینه که شخصیت دارن تو اشباح خیلی حاضر جوابی نداشت…ولی هرچی جلوتر رفت این حاضر جوابی بیشتر شد تو زامبی که دیگه خیلیییی بود:\ به نظرم نبرد با شیاطین فوق العاده خوب بود مخصوصا گرابز من خیلی خوب باهاش ارتباط برقرار کردم و تونستم درکش کنم…سرزمین اشباح هم خیلی خوب بود و پایانش جوری بود که مخم پوکیدO.Oولی شخصیت دارن خیلی بچه مودبی بود ولی خصوصیت و قدرت خاصی نداشت(به جز اینکه یه خورده نیمه شبح بود!)یعنی یه جورایی بچه مثبت بود=/بکی هم که دیگه شورشو درآورده بود ولی نبرد با شیطان دقیقا اونچیزی بود که من دوست داشتم….شاید هم به خاطر ترجمه سرزمین اشباح بود (کتابی که چاپ شد)که خیلی دارنو مودب کرده بودن:[

        0

        No votes yet.
        Please wait...
        • درسته دارن از نظر حاضر جوابی و جنگ کلامی جلوی گرابز و بکی حرفی برای گفتن نداشت. این دو نفر که یه جورایی وحشی هم بودن و فقط تیکه مینداختن به دشمناشون :دی
          قضیه اینه که من خودم اولین جلد اشباح رو میخوندم، تا چند صفحه گیج شده بودم که مگه شبح خون خوار داریم؟ مگه اشباح جسم دارن که بخوان چیزی بخورن!!! چرا این شبح موقرمز پیر کارا و توصیفاتش شبیه خون آشام هاس؟ تازه بعد خوندن چند صفحه متوجه شدم که مترجمین عزیز زحمت کشیدن و خون آشام رو شبح ترجمه کردن تا مجوز بگیرن!! بله شرایط کتابخونا تو ایران این جوریه! حتی جرأت نداریم کلمه ی خون آشام رو بگیم!! حالا نمیدونم مترجم هدفش چی بوده. برای مجوز اومده ترجمه رو این شکلی کرده یا واقعا سوادش همین قدر بوده…

          0

          No votes yet.
          Please wait...
          • هدیه گفت:

            تو ویکی پدیا نوشته به اشتباه شبح ترجمه شده من خیلی اعصابم خورد شده بود اونجاش که میگفت منتظرم دندونام دربیاد تازه گرفتم قضیه چیه تو ویکی پدیا سرچ کردم دیدم بععععله:[

            0

            No votes yet.
            Please wait...
          • منم راستش تا چند دقیقه فکر میکردم این شبح به صورت تصادفی، روح یه دراکولایی چیزی بوده و به زمین برگشته. چون ترکیب شبح و خونخوار خیلی عجیب و دور از ذهن بود.

            0

            No votes yet.
            Please wait...
  10. هدیه گفت:

    آها اینم یادم رفت به نظرم دارن میخواست این مجموعه یکمی انتقادی تر (و آموزنده تر)باشه!این که نباید جلوی ظلم ساکت موند و هر آدمی (ممکنه…دقت کنید ممکنه!)اونچیزی که نشون میده نباشه!یا اینکه من دارم اشتباه میکنم؟

    1+

    No votes yet.
    Please wait...
    • شاید، شاید، شاید دارن شان اومده مجموعه ی زام-بی رو نوشته با یه پیام اصلی: نژادپرستی چیز بدیه. پیام اخلاقی ای که در این مجموعه به چشمم میخورد، این بود. یعنی به قول شما دارن شان اومده میگه جلوی ظلم ساکت نمونید. و این بار ظلم خاصی که مد نظرش بوده، نژادپرستی بوده.

      1+

      No votes yet.
      Please wait...
  11. الهام گفت:

    سلام مجموعه ی زامبی به پای سرزمین اشباح نمیرسید اما فوق العاده بود بیشتر شخصیت بکی برای من جذاب بود اینکه هیچ جوره زیر بار ظلم نمیرفت تا خود داستان اخراش هم دارن شان خیلی بی رحمانه جلو میرفت اینکه همه بد بودن یا کشته میشدن و بکی بر عکس داستان های دیگه ی دارن شان تنها بود و هیچ دوست یا پشتیبانی نداشت ولی در کل عالی بود

    1+

    No votes yet.
    Please wait...
    • سلام. شاید شخصیت بکی برای شما جذاب بوده چون شخصیت اول های مجموعه های قبلی اکثرا پسر بودن (اگه بکی در دمونتا رو فاکتور بگیریم). این زیر بار ظلم نرفتن کلا تو تمام شخصیتای دارن شان هست. حتی جلاد لاغر که اول خودش ظالم بود، اواخر کتابش دلرحم و مدافع مظلوما میشه. زام-بی عالی بود ولی مثلا اون قسمتی که تو سرزمین اشباح شخصیت اصلی میره پیش گرگا و این جور غافلگیری های دارن شانی تو زام-بی کمتر بود.

      0

      No votes yet.
      Please wait...
  12. امیرحسین گفت:

    درسته اما سلیقه ها فرق داره،مثلا من از دنیای کلاسیک خوشم نمیاد که تو اون دو تا مجموعه به شدت وجود داره، این نوع سبک دارن شان (منظورم زامبی و اینا)به سبک مدرن بود که بنظر من برای بچه های دهه ۸۰ مثل خودم به شدت مورد پسند بود.از طرفی حق با شماست که دو مجموعه نبرد با شیاطین و سرزمین اشباح به شدت از نوع داستان پردازی پیچیده تر از زام بی بود.همچنین شخصیت بکی هم کاملا با شخصیت دو مجموعه دیگه تفاوت داشت.اما بنظر من بکی خیلی خاص بود.اینکه همیشه خودش رو به چالش میکشید و یک دنده بود که زیربار هر زوری نمیرفت.بکی یک آدم مرموز بود که بعضی وقتا با خودشم درگیر میشد(قضیه نژادپرستی) اما از طرفی تصمیماتش بنظر من بهترین بود و ما دیدیم که در آخر با یک پایان حماسی سعی کرد دنیا رو به نابودی بکشونه.این نظر من بود.اما بازم میگم من ازین مجموعه بیشتر خوشم اومد.

    با تشکر!!!

    0

    No votes yet.
    Please wait...
    • سلام. بله منکر تفاوت سلیق ها نمیشیم و ذکر کردیم که این نقد صرفا جهت گیری شخصی بنده ی حقیر بوده. به نظرم بکی نسخه ی تا حدی دخترونه ی گرابز بود که یکمی هم چاشنی قهرمان بازی و فداکاری دارن در سرزمین اشباح رو داشت. تصمیماتش عموما خوب بود ولی در مجموع خود داستان عالی تر از دو مجموعه ی دیگه نبود. به عبارت دیگه دوستا و دشمنا در سرزمین اشباح و دمونتا به نظرم باحال تر بودن. قوی تر بودن. باهوش تر بودن. حتی شوخ تر بودن. یکی از خوبی های دمونتا این بود که به شخصیت هایی غیر از شخصیت اصلی هم مفصل و طولانی پرداخته بود. مثلا بکی و کرنل در دمونتا هر کدوم کتابهای جدای خودشونو داشتن که به شرح زندگی و شروع مبارزاتشون پرداخته بود. رام-بی بیش از حد به شخصیت بکی تکیه کرده بود و یه جورایی از بقیه غافل شده بود. ممنونم از لطف شما

      0

      No votes yet.
      Please wait...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *